پاييزان

پنجشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٢

 

 

می چکه نم نم بارون ... رو تن خيس خيابون

چقده بی آشيونه ... طفلی گنجيشک رو ايوون

ميخونه جيک جيک و نالون ... شعر گندمزار ويرون

نميتونه پر بگيره ... ميون گلای گلدون

تک و تنها توی اين غربت سرده ... کنج سينش انگاری يه کوه درده

اون روزا اونور کوها ... طفلکی دنيايی داشتش

کنج گندمزار وحشی ... چشمه پر آبی داشتش

حالا داغ چشمای پير ... خونه کرده تو رگاش

بوی گندمزارو داره ... لحظه لحظه نفساش

يادشه جفت قشنگش ... سر ميذاشت روی پراش

زير خلوت گل سرخ ... بوسه ميزد به لباش

حالا تنها توی اين غربت سرده ... کنج سينش انگاری يه کوه درده

عاطی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
ايميل


لوگوی من




...
Be or Not to be!

دوستان






اميـــــــــــد
خان داداش
مامان کوچولو
شازده خانوم
زينب
ایــراندخت
آيدين
الـــــهه
شازده خانوم
بهداشتيــــا
رامین
مرجــــان
بامزی مرهبون
جوجو فينگيلی
سپهـــــــــــــر
پاييزخانوم
ياسي گلم
شیــــــــــــلا
پاييز سبـــــــــــــز
صفر خونســــــــــــرد
بی خواب در سیاتل
ابليــــــــس
دنیـــــــــــا
حميــــد
بامزی
بــــــارون عاطفــــــه
Word Computer Technology
علــــیرضا
علــــی
تـــاتــار
غریـــــبه
AC
اشک جدایـــــــی
S T A N L Y
طنين سكوت
نیوشا
هوای دیار
گل و خار
آزادگــــــــی
علاء الدين
نازی