پاييزان

دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٢

بهترين هديه داداشم امير حسين که ميخوام همگی با هم تقسيمش کنيم
 
جای پا

 

تصوری داشتم...
خيال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم ميزنم
در آسمان تصويری از زندگی خود را ديدم.
در هر قسمت ۲ جای پا ديدم
يکی متعلق به من وديگری به خدا
وقتی آخرين تصوير زندگيم را ديدم
به جای پا روی شن نگاه کردم
ديدم که چندين زمان در زندگيم فقط يک جای پا بيشتر نيست!
دريافتم که اين در سخت ترين نقاط زندگيم اتفاق افتاده.
برای رفع ابهامم ازخدا سوال کردم
خدايا فرمودی که اگر به تو ايمان بياورم ،هيچ زمانی مرا تنها نخواهی گذاشت!
ديدم که در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يک جای پا بيشتر نيست.
چرا در زمانی که بيشترين نياز را به تو داشتم تنهايم گذاشتی؟
خدا فرمود: فرزند عزيزم...
تو را دوست دارم و تنهايت نميگذارم...
در مواقع سخت اگر يک جای پا ميبينی ...
در آن لحظات تو را به دوش کشيدم

 

تقديم به همه کسانی که مثل من خيلی نا اميد شدن...به خصوص از کسی که هميشه به فکرشونه و تنهاشون نميذاره!

در همينجا از اميرحسين عزيزم خيلی خيلی تشکر ميکنم که منو با اين هديش دوباره اميدوار کرد....اشک منو در آوردی داداشی...ولی بهترين هديه بود!تاثير عجيبی روی من گذاشت...

اميدوارم که اولا هيچ وقت نا اميد نشيد و اگرم خدای نا کرده اشتباها مثل من نا اميد شديد...اينو به خاطر بياريد و فکرتونو سريعا عوض کنيد و از خدای مهربون عذرخواهی کنيد!

خدا جون معذرت ميخوام ... اشتباه کردم!

 

عاطی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
ايميل


لوگوی من




...
Be or Not to be!

دوستان






اميـــــــــــد
خان داداش
مامان کوچولو
شازده خانوم
زينب
ایــراندخت
آيدين
الـــــهه
شازده خانوم
بهداشتيــــا
رامین
مرجــــان
بامزی مرهبون
جوجو فينگيلی
سپهـــــــــــــر
پاييزخانوم
ياسي گلم
شیــــــــــــلا
پاييز سبـــــــــــــز
صفر خونســــــــــــرد
بی خواب در سیاتل
ابليــــــــس
دنیـــــــــــا
حميــــد
بامزی
بــــــارون عاطفــــــه
Word Computer Technology
علــــیرضا
علــــی
تـــاتــار
غریـــــبه
AC
اشک جدایـــــــی
S T A N L Y
طنين سكوت
نیوشا
هوای دیار
گل و خار
آزادگــــــــی
علاء الدين
نازی