پاييزان

شنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٢

آشنائی با پاييزان خانوم گل(چه از خودراضی)

راستش بعضی از دوستان منو کاملا ميشناسن ولی واسه دوستای جديدی که تازه به وبلاگ من ميان و البته بهتره بگم تازه  دارن با من آشنا ميشن ...يکمی از خودم ميگم.

من پاييزان هستم.دانشجوی سال چهارم معماری و در آلمان زندگی ميکنم.

(اما عينک ندارما ...البته متاسفانه!)

عاشق فصل پائيزم.

برگريزان...فصل رويائی و رمانتيک آشنائی و عشق!...فصل به پايان رسيدن غمها و ...مشکلات....که يکی يکی مثل ريختن برگهای پائيزی از بازی زندگی خارج ميشن و زير پاها  خورد و له ميشن.امااااااااااااااااااا.....صدای خشخششون زيرپاها نميگذاره  که کاملا از ياد برن...بالاخره اونها هم جزوی از تجربه های زندگين که بايستی  صدای خشخش اونها در گوشها تکرار بشه و ما بتونيم  ازشون در مراحل بعدی زندگيمون استفاده کنيم.

با اينکه اين فصل به نظر دلگير مياد اما تو رو به خدا زود قضاوت نکنيد ...خيلی حرفا باهامون داره.

من که دوستش دارم! شما رو نميدونم...خوشحال ميشم نظرتونو بدونم!

عاطی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
ايميل


لوگوی من




...
Be or Not to be!

دوستان






اميـــــــــــد
خان داداش
مامان کوچولو
شازده خانوم
زينب
ایــراندخت
آيدين
الـــــهه
شازده خانوم
بهداشتيــــا
رامین
مرجــــان
بامزی مرهبون
جوجو فينگيلی
سپهـــــــــــــر
پاييزخانوم
ياسي گلم
شیــــــــــــلا
پاييز سبـــــــــــــز
صفر خونســــــــــــرد
بی خواب در سیاتل
ابليــــــــس
دنیـــــــــــا
حميــــد
بامزی
بــــــارون عاطفــــــه
Word Computer Technology
علــــیرضا
علــــی
تـــاتــار
غریـــــبه
AC
اشک جدایـــــــی
S T A N L Y
طنين سكوت
نیوشا
هوای دیار
گل و خار
آزادگــــــــی
علاء الدين
نازی