خدایا کمکمان کن تا بتوانیم زود ببخشیم

 اما دیر قضاوت کنیم!!!

...

/ 6 نظر / 2 بازدید
آرمین

یه قوری،یه سماور،یه تشک،یه متکا یه آینه که گم شده،توی هاشور ترک ها یه پنکه سقفی کج،که خیلی وقته مرده یه زیلوی نخ نما،که بید تنش ر خورده چهار تا دیوار خیس،یه جا لباسی لخت یه ظرف رویی که توش می شه گرسنگی پخت با یه تلویزیون،که توش رویا می بینه همه دار ندار یه کارگر همینه

سهیل

سلام چقدر این 2 جمله ای که گفتی آرام بخشه[گل][گل]

آمین....

عجب...

fariba

دقیقا دو تا چیزی که اکثرا بهش مبتلا هستند،زود قضاوت کردن و دیر بخشیدن،....خدا یا منم از این دو تا معضل بهت پناه میبرم

آدمك ابرها سیاهند آدمها چه بی پناهند همشون مثل مسافر توی نیمه های راهند لبا بسته ، چشا گریون همه جا رنگ زمستون تا دلت بخواد پرنده همه زخمی، همه بی جون شبهامون یه تخته سنگه آسمون كبودی رنگه می دونی فاصله نیست توی سینه دل تنگه یه طرف راه بسته یه طرف بغض شكسته توی كوچه ها خزیدن با پای زخمی و خسته آدمك فایده نداره پشت در بگن بهاره وقتی پروانه روی گلها حس پر زدن نداره توی این همه هیاهو منم اینجا نگرونم جای دست مهربونش دست پائیزه، رو شونم آدمك گلها بی گلدون خونه درختا ویرون باغچه ها مثل كویرند لبهاشون تشنه بارون