نمیدام خدايا...

نمی دانم چه می خواهم خدايا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جويد نگاه خسته من

چرا افسرده است اين قلب پرسوز

 

ز جمع آشنايان می گريزم

به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تيرگی ها

به بيمار دل خود ميدهم گوش

 

گريزانم از اين مردم که با من

به ظاهر همدم و يکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

بدامانم دو صد پيرايه بستند

 

از اين مردم که تا شعرم شنيدند

برويم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا ديوانه ای بدنام گفتند!

 

دل من...ای دل ديوانه من

که می سوزی از اين بيگانگی ها

مکن ديگر ز دست غير فرياد

خدارا بس کن اين ديوانگی ها

                               

                                                                       فروغ فرخزاد

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bahar

سلام.خوبی عاطفه جان؟شعر قشنگی بود اما يکم غمگين بود.وبلاگت واقعا قشنگه.راستی مرسی که بهم سر ميزنی.امروز اپديت کردم .قربانت.

Mammad

دوست خوبم. فروغ جای مخصوصی در دل و ذهن خيلی ايرانی ها داره. او با تمام غمی که در خيلی از شعر هاش جا داده، عاشق زندگی بود. توی خيلی از شعر های او هم ميشه اميد رو ديد. خيلی دلم ميخواد که تو يکبار يکی از شعرهای پر اميد اونو بنويسی و يا مدتی تمرين کنی که زشتی های اطرافتو نديده بگيری. ببخش منو مثل اينکه شدم مثل آقا معلم ها و يا روانشناسها! به هر حال با همه گرفتاريهايم به نوشته هايت علاقمند شده ام.

niloofar

می ترسم از اين دورويی و نيرنگ//يک رنگی کودکانه ميخواهم//ای مرگ ازآن لبان خاموشت//يک بوسه ی جاودانه ميخواهم//سلام.اسم وبلاگت خيلی زيباست... موفق باشی...

lonely lomex

ممنون از لطفی که نسبت بهم داری...من به داشتن دوستایی مثل تو افتخار میکنم...تا بعد

Mammad

پاييزان (دوست عزيز). من اصلا منکر اين نيستم که به قول صادق هدايت ( در زندگی انسان دردهايی است که مثل خوره روح انسان را ميخورد و ..) ولی با اين هم موافقم که بيشتر مواقع ما خودمان مسول حالت های روحی خودمان هستيم. و اما عشق! راستی عشق چيه و ما از اون چی ميدونيم؟ بيا و اين رو توی وبلاگت به بحث بگذار. به نظرم ايده جالبی. تو چی فکر ميکنی؟

arash153

سلام خواهری.... امروز دانشگاه بودی.... خسته نباشی و مواظب خودت باش...

Mammad

پاييزان (دوست عزيز)، برات ای ميل فرستادم، هم فارسی هم انگليسی. ببين ميتونی بخونی يا نه. ضمنا شک ندارم که محيط ميتونه روی آدم تاثير بگذاره. ولی اينکه ما هم چقدر حساس باشيم عامل مهميه.منتظر جواب ای ميل هستم.

AC

من اولين باره که می بينم توی وبت شعر نوشتی .... اما خدايی عجب توپ انتخاب کردی ها .... مثل هميشه

كوچه هاي دل

سلام / وبلاگ زيبائي است و من امشب در اولين شب پائيز به اين وبلاگ سر زدم / موفق باشي / به كوچه هاي دل منم سري بزن

جیـــــــــمز

پس از توفان پس از تندر پس از باران سرشك سبز برگ از شاخه هاي جنگل خاموش مي افتاد نه بيد ز باد نه برگ از برگ مي جنبيد شكاف ابرها راهي به نور ماه مي دادند دوباره راه را بر ماه مي بستند و من همچون نسيمي از فراز شاخه ها پرواز مي كردم تو را مي خواستم اي خوب، اي خوبي به ديدار تو من مي آمدم با شوق با شادي