می چکه نم نم بارون ... رو تن خيس خيابون

چقده بی آشيونه ... طفلی گنجيشک رو ايوون

ميخونه جيک جيک و نالون ... شعر گندمزار ويرون

نميتونه پر بگيره ... ميون گلای گلدون

تک و تنها توی اين غربت سرده ... کنج سينش انگاری يه کوه درده

اون روزا اونور کوها ... طفلکی دنيايی داشتش

کنج گندمزار وحشی ... چشمه پر آبی داشتش

حالا داغ چشمای پير ... خونه کرده تو رگاش

بوی گندمزارو داره ... لحظه لحظه نفساش

يادشه جفت قشنگش ... سر ميذاشت روی پراش

زير خلوت گل سرخ ... بوسه ميزد به لباش

حالا تنها توی اين غربت سرده ... کنج سينش انگاری يه کوه درده

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
KACHALTALA

اميد رارم هميشه شاد مثل ... پيروز مثل هميشه و سر زنده باشی

ramin

سلام. به به بسيار زيبا بود موفق و پيروز باشی به ما هم سر بزنی بد نيست . موفق باشی

بانوي شرقي

منم دلم ميخواست يکم بشم ( امروز همش به شهاب حسوديم ميشه ) عمه کمک

!

سلام! مرسی از اون ورا هم ديدن کردی! قربانت.

ماماني

سلام عزيزم...کاش خودتم يه چيزی بنويسی

amir...

..............کاشکی ميشد که تو دنيا رها باشيم و قيدمون فقط خدا باشه

...صفر خونسرد...

همه تعريف کردن...ولی من از اون موقع که اومدم اينجاها همش دارم دنبال اين برگا ميکنم...حرصم رو در اوردن...ديريم ديريم ديمديم...ای ول...

shahab

bazia mian, ghalate emlai daran, bad miram yeki ke dorostesho beshon mige, mian dorostesh mikonan sedasham dar nemiaran, khob begoo khodet ghalate emlai dashti.. che eshkal dare?? :D

kasra

منو گنجيشکای خونه ديدنت عادتمونه.به هوای ديدن تو بر ميگيريم از تو لونه.خيلی عالی بود به من هم سری بزن.يه شعر جديد گذاشتم.

elaheh

salam ati azizam ghorbonet beram onvara nemiai barat emroz ye email midam ok