خدا نگهدار...برای مدتی...شاید... نمی دونم کی برگردم و چی بشه!!!

...

 

تو ی حیاط قدم میزدم..... و به برگهای رنگارنگی که زیر پام خش خش میکردن نگاه می کردم


قرمز ، زرد ؛ نارنجی  ، سبز


 زیباترین سنفونی رنگها ...شگفت انگیزبود.


 برگهای هر درختی  برنگ میوه اش بود.


 درخت آلبالو برگهاش قرمزشده بود...

درخت زرد آلو با برگهای زرد...

انجیر پیر با برگهای قهوه ای ِ قرمز

و بید همون برگهای سبزخودش را داشت که رنگ باخته بود


فکرمی کردم که چه زیباست  طبیعت دنیای ما و چه نزدیک است به روح ما و چه زیبا ما را به درونمان می خواند که

...

ای انسان میوه ی دل تو چه رنگ است؟

 

حاصل این همه شاخ وبرگ....

 این همه تلاش و این همه رفت و آمد چه رنگی است؟

  

برگهای وجودت.... به چه رنگ است؟؟؟ 

 

انعکاس رنگ دلت رفتارت را دل نشین و زیبا کرده یا نه؟

 

آیا در حین افتادن با شکوه هستی؟ 

 

آیا زیبایی رفتنت چشمها را به دنبال خواهد داشت؟؟

  

به باغ دلت فکر کن

 تا رنگهای رفتارت روح نواز باشد

...

/ 8 نظر / 3 بازدید
امید

[خداحافظ]خدا نگهدارت باشه ... به زودی می بینیمت

سهیل

واقعا رنگ دل باید روح نواز باشه خیلی خیلی خیلی زیبا بود[گل][گل]

jassi

[عصبانی][تعجب][عصبانی][منتظر] koja ba in ajale?? manam bebarrrrrrrr[گریه][دلشکسته][ناراحت][شیطان] man in chiza halim nabide doosetdaram binahayat delamam barat ye noghte shode miboosamet ta bad

hossein

همه ی این قصه پر غصه به یک طرف اون درخت بید رو عشقه که همینجوری سبز مونده لا اقل درخت بید باش

سپهر

یه سلام گرم خدمت خاله قدیم [گل]

من اما، تو را چشم در راهم .. به امید خدا به سلامت برمیگردی.. [ماچ][قلب][ماچ][قلب][ماچ]

:×:ْ:ْ:×

[بغل][بغل][بغل][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب] [گاوچران]