خانه ی دوست

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست


کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام


گل بگو گل بشنو


هر کسی می خواهد ... وارد خانه ی پرعشق و صفایم گردد


یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند

 

شرط وارد گشتن
شستشوی دلهاست


شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست

 
بر درش برگ گلی می کوبم


روی آن با قلم سبز بهار


می نویسم ای یار


خانه ی ما اینجاست


تا که سهراب نپرسد دیگر

خانه ی دوست کجاست؟

 

 

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
مینا

سلام خیلییییییییییییییییی ناز بود[قلب] اگه دوس داشتی به من هم یه سری بزن[خداحافظ]

ُسهیل

دستي افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چكد ، هر قطره شود خورشيدي باشد كه به صد سوزن نور ، شب ما را بكند روزن روزن. ما بي تاب ، و نيايش بي رنگ . از مهرت لبخندي كن ، بنشان بر لب ما باشد كه سرودي خيزد در خورد نيوشيدن تو. ما هسته پنهان تماشاييم. ز تجلي ابري كن ، بفرست ، كه ببارد بر سر ما باشد كه به شوري بشكافيم ، باشد كه بباليم و به خورشيد تو پيونديم. [گل][گل]

nasim

vali kheyli sakhte in khona ro sakhtan .. va age ham kasi besaze , chon nayabe peyda kardanesh sakhte ...